سيد حسن آصف آگاه
166
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
10 . هشتم اينكه بند افسون كه اندر آن زمانه كنند دوستتر ( ؟ ) دارند . 11 . نهم اينكه خرفستران مانند : پلنگ و گرگ چهار زنگ ( چارپا ) را زيان بيش باشد . 12 . دهم اينكه بد آگاهان بر دين دستوران فسوس ( مسخره ) بيش كنند . 13 . يازدهم اينكه آزار دين دستوران روا باشد ، به ايشان زور و ناراستى گران گويند . 14 . دوازدهم اينكه هامين ( تابستان ) و زمستان گزيدن ( تشخيص دادن ) نشايد . 15 . سيزدهم اينكه دوشارم ( دلبستگى ) بسيار به كهتر ، دهى ( درشتى ) باشد . 16 . چهاردهم اينكه كسانى كه اندر آن هنگام و زمانه زايند بتر و نيرومانتر ( زيركتر - زرنگتر ) باشند و نيز به زودى به مرگ رسند . 17 . پانزدهم اينكه آزرميان ( محترمين ) به بىآزرمى و دروجى و داورى دروغ ( فتواى دروغ ) و زور گواهى بيش كنند . مرگ و زمان بزرگ شتاب هفتان ( سيارگان ) به همهء كشور رسد . 18 . پس دستور جهان بيابد و پيغامبر زند فراز مرزد ( دوباره تصفيه كند ) . 19 . شانزدهم اينكه دو ور ( درياچه ) هست به سگستان ( سيستان ) بگشايد و زره ( دروازه ) شهرستان را آب ببرد و همهء سگستان پرآب بباشد . پىنوشتها :